یک سوال، یک قدم روشنتر
چهار مسیر رایگان برای انتخاب درمانگر، جلسه اول، حرفهای نگفته و مرور پیشرفت درمان. هر مسیر پنج بخش کوتاه دارد و ادامه دادن با انتخاب شماست.
چهار مسیر رایگان برای انتخاب درمانگر، جلسه اول، حرفهای نگفته و مرور پیشرفت درمان. هر مسیر پنج بخش کوتاه دارد و ادامه دادن با انتخاب شماست.
وقتی تصمیم میگیرید از روانشناس کمک بگیرید، ممکن است انتخاب کردن از میان اسمها، عنوانها و روشهای درمانی سخت شود. از کجا بفهمید کدام درمانگر برای مسئلهٔ شما مناسب است؟ چه چیزهایی را قبل از رزرو بپرسید و بعد از شروع، به چه چیزهایی توجه کنید؟
برای شروع، سه موضوع را کنار هم بررسی کنید: صلاحیت و تجربهٔ درمانگر، امکان ادامه دادن جلسات با شرایط زندگی شما، و کیفیت گفتوگویی که بین شما شکل میگیرد. این راهنما کمک میکند انتخاب را به چند قدم مشخص تقسیم کنید.
لازم نیست از قبل تشخیص بدهید چه اختلالی دارید. یک توضیح ساده از چیزی که شما را به فکر درمان انداخته، برای شروع گفتوگو کافی است. مثلا:
کنار این توضیح، یک خواسته هم بنویسید: «دوست دارم بتوانم اختلاف را بدون قطع رابطه مطرح کنم.» این جمله قرار نیست هدف نهایی درمان باشد. فقط کمک میکند موقع معرفی مسئله، چیزی ملموس برای گفتن داشته باشید.
در معرفی درمانگر، به تحصیلات، صلاحیت حرفهای و تجربهٔ مرتبط با مسئله و گروه سنی خودتان توجه کنید. دربارهٔ روش پیشنهادی و دلیل مناسب بودن آن برای وضعیتتان بپرسید. نام یک رویکرد بهتنهایی توضیح نمیدهد که در جلسه چه اتفاقی میافتد. [۱]
میتوانید اینطور سؤال کنید: «وقتی کسی با مسئلهای شبیه من مراجعه میکند، معمولا کار را چطور شروع میکنید؟»
اگر معرفی درمانگر فقط مجموعهای از عنوانهاست، آن را به سؤال تبدیل کنید. مثلا از عبارت «درمان مشکلات رابطه» بپرسید: «جلسه برای من بهتنهایی است یا لازم است شریکم هم حضور داشته باشد؟» پاسخ به این سؤال برای انتخاب شما کاربردیتر از طولانی بودن رزومه است.
پیش از رزرو، هزینه و مدت جلسه، زمانهای قابلرزرو، فاصلهٔ پیشنهادی جلسات و شرایط لغو یا جابهجایی را روشن کنید. پرسیدن دربارهٔ هزینه بخشی طبیعی از انتخاب درمانگر است. [۱]
برای مقایسه، یک یادداشت کوتاه برای خودتان بسازید: «این ساعت با کارم تداخل دارد؟ رفتوآمدش شدنی است؟ اگر چند جلسه ادامه پیدا کند، از نظر هزینه چه وضعی دارم؟»
اگر جلسه آنلاین است، علاوه بر ساعت و هزینه، به جای خصوصی و اینترنت قابلاستفاده فکر کنید. ممکن است زمان ظاهرا مناسبی پیدا کرده باشید، اما در آن ساعت نتوانید در خانه آزادانه صحبت کنید. این محدودیت را پیش از شروع مطرح کنید.
دربارهٔ هدف درمان، روش بررسی پیشرفت، محرمانگی و محدودیتهای آن سؤال کنید. لازم است بتوانید دربارهٔ روند کار توضیحی قابلفهم بگیرید. [۱]
این سؤالها میتوانند شروع گفتوگو باشند:
قرار نیست جلسهٔ اول را به مصاحبهای طولانی تبدیل کنید. دو یا سه سؤالی را انتخاب کنید که پاسخشان برای تصمیم شما مهمتر است.
در مشاوره، شنیدن بدون قضاوت و کمک به پیدا کردن راهحلهای خود فرد اهمیت دارد. قرار نیست مشاور بهجای شما زندگیتان را انتخاب کند. [۲]
بعد از جلسه میتوانید برای خودتان بنویسید: «کجای حرفم را توانستم بگویم؟ کجا منظورم درست منتقل نشد؟ چه سؤالی هنوز دارم؟» این یادداشت، نمره دادن به درمانگر نیست. به شما کمک میکند تجربهٔ مبهم «خوب بود» یا «نمیدانم چطور بود» را روشنتر کنید.
اگر احساس کردید درمانگر زود از موضوعی گذشت و امکان گفتوگو برایتان وجود داشت، یک نمونه برای مطرح کردنش این است: «آن بخشی که دربارهٔ کارم گفتم هنوز برایم مهم است. میخواهم دوباره به آن برگردیم.» اگر گفتن همین جمله هم دشوار است، لازم نیست خودتان را سرزنش کنید. در مقالهٔ چرا نمیتوانم بعضی حرفها را به روانشناسم بگویم به دشواریِ بیان نگرانی و سهم درمانگر در فراهم کردن امکان گفتوگو پرداختهایم.
اعتماد و امکان گفتوگو در رابطهٔ درمانی مهم است. اگر پس از مدتی احساس میکنید بهبود یا پیشرفتی ندارید، بررسی این تجربه با درمانگر میتواند به روشن شدن ادامهٔ مسیر یا گزینههای دیگر کمک کند. [۱] مطرح کردن چنین نگرانیای برای همه آسان نیست و فراهم کردن امکان این گفتوگو هم بخشی از کار درمانگر است.
اگر فرصت و آمادگی گفتوگو فراهم شد، یک نمونهٔ مشخص میتواند به روشن شدن نگرانی کمک کند: «برای مشکل تصمیمگیری آمدهام، اما هنوز نمیدانم جلسات چطور به آن مربوط میشوند.» یا «دربارهٔ گذشته صحبت کردهایم، ولی میخواهم ارتباطش را با مسئلهٔ امروزم بهتر بفهمم.» اینها نمونهاند، نه جملههایی که لازم باشد حتما بتوانید در جلسه بگویید.
شما میتوانید دربارهٔ ادامهٔ درمان تصمیم بگیرید. درخواست توضیح دربارهٔ روند جلسات، بخشی از مشارکت شما در درمان است.
برای برداشتن قدم بعدی، میتوانید معرفی درمانگران روانجور را بخوانید و زمینهٔ کاری و شرایط جلسات آنها را با نیاز خود مقایسه کنید.
[۱] مؤسسهٔ ملی سلامت روان آمریکا — راهنمای رواندرمانی و انتخاب درمانگر
[۲] سرویس سلامت ملی بریتانیا — مشاوره چگونه انجام میشود
«وقتی وارد جلسه شدم، از کجا شروع کنم؟ اگر نتوانستم حرف بزنم چه؟ باید همهٔ زندگیام را تعریف کنم؟» اگر برای اولین بار به روانشناس مراجعه میکنید، ممکن است این سؤالها ذهن شما را مشغول کرده باشند.
جلسهٔ اول فرصتی است تا دربارهٔ دلیل مراجعهتان صحبت کنید، درمانگر شناخت اولیهای از وضعیت شما پیدا کند و با شیوهٔ کار او آشنا شوید. شروع جلسه در همهٔ رویکردها یکسان نیست، اما لازم است فرصتی برای بیان مسئله و پرسیدن سؤالهایتان داشته باشید. [۱]
این راهنما دربارهٔ شروع رواندرمانی فردی بزرگسالان است.
درمانگر معمولا خودش و شیوهٔ کارش را معرفی میکند و دربارهٔ چیزی که شما را به جلسه آورده میپرسد. ممکن است پیش از جلسه یا در جریان آن، فرمی برای اطلاعات اولیه دریافت کنید. بعد دربارهٔ مشکل و شرایط ارائهٔ خدمت گفتوگو میکنید. [۱]
درمانگر ممکن است دربارهٔ زمان شروع مشکل، اتفاقهای مرتبط، خانواده یا چیزهایی که تا امروز به شما کمک کردهاند سؤال کند. هدف این است که بفهمد چه کمکی نیاز دارید و آیا میتواند آن را ارائه کند. [۲]
اگر دلیل سؤالی را نمیفهمید، میتوانید بپرسید: «این موضوع چه ارتباطی با مسئلهای دارد که برایش مراجعه کردهام؟» لازم نیست معنای اصطلاحهای تخصصی را بدانید. درخواست توضیح سادهتر، گفتوگو را برای هر دو نفر روشنتر میکند.
جلسات فردی اغلب حدود ۵۰ تا ۶۰ دقیقهاند، اما مدت نوبت اول یا شیوهٔ برگزاری ممکن است متفاوت باشد. مدت دقیق را هنگام رزرو بررسی کنید. [۲]
برای شروع، میتوانید یک اتفاق نزدیک را تعریف کنید که نشان میدهد چه چیزی برایتان سخت شده است. مثلا:
«این هفته چند بار میخواستم کارم را شروع کنم، ولی آنقدر درگیر فکر کردن شدم که روز تمام شد و کاری نکردم.»
یا:
«از بیرون همهچیز عادی به نظر میرسد، ولی وقتی به خانه میرسم حوصلهٔ هیچکس را ندارم. میخواهم بفهمم چه اتفاقی برایم افتاده.»
از همین مثال میتوانید ادامه بدهید: از چه زمانی این وضعیت را تجربه میکنید، کجای زندگیتان را درگیر کرده و دوست دارید چه چیزی تغییر کند. اگر جواب بعضی از اینها روشن نیست، همان بخش روشن را بگویید.
برای کسی که چند موضوع دارد، این جمله هم میتواند کمککننده باشد: «هم کارم درگیرم کرده، هم رابطهام. نمیدانم از کدام شروع کنم. کمکم میکنید موضوعها را مرتب کنیم؟»
بیان احساسات و کمک به پیش رفتن گفتوگو بخشی از کار درمانگر است. گریه یا ناراحتی هم ممکن است در جریان درمان پیش بیاید. [۲] لازم نیست قبل از جلسه مطمئن شوید که میتوانید همهچیز را آرام و روان تعریف کنید.
اگر بیانِ خودِ این دشواری برایتان ممکن باشد، جملههای زیر میتوانند شروعی برای گفتوگو باشند. اگر هنوز نمیتوانید آنها را بگویید، لازم نیست خودتان را برای گفتنشان تحت فشار بگذارید:
برای بعضی افراد، خواندن از روی یادداشت آسانتر است. اما نوشتن یا نشان دادنِ نوشته هم ممکن است دشوار باشد. این راهها اختیاریاند و کمک به شکل گرفتن گفتوگو بخشی از کار درمانگر است. اگر مسئلهٔ شما خودِ توانِ گفتن است، مقالهٔ چرا نمیتوانم بعضی حرفها را به روانشناسم بگویم به همین موضوع میپردازد.
ممکن است درمانگر دربارهٔ گذشته بپرسد، اما میتوانید بگویید هنوز برای شرح بعضی موضوعها آماده نیستید. [۳] مثلا:
«موضوعی در گذشته هست که فکر میکنم به حالم مربوط است، ولی فعلا گفتن جزئیاتش برایم سخت است.»
با این جمله، درمانگر میفهمد موضوعی وجود دارد که فعلا صحبت دربارهاش سخت است. اگر درمانگر برای ارزیابی یا تصمیم دربارهٔ ادامهٔ کار به اطلاعاتی نیاز دارد، میتوانید دربارهٔ دلیل نیاز و میزان جزئیاتی که فعلا قادر به گفتنش هستید گفتوگو کنید.
گاهی هم مشکل این است که خاطرهها دقیق یادتان نیست. میتوانید بگویید: «زمان دقیقش را یادم نیست، اما یادم هست بعد از آن اتفاق این حالت بیشتر شد.»
اگر آماده کردن چند نکته به شما کمک میکند، یک یادداشت کوتاه کافی است:
برای جلسهٔ آنلاین، پیش از شروع، صدا، تصویر و اتصال را امتحان کنید و جایی را در نظر بگیرید که بتوانید با حریم خصوصی صحبت کنید. اگر چنین جایی ندارید، پیشاپیش محدودیت را مطرح کنید. برای جلسهٔ حضوری هم آدرس و زمان رسیدن را بررسی کنید تا شروع جلسه صرف پیدا کردن مسیر نشود.
در شروع درمان، دربارهٔ محرمانگی و محدودیتهای آن، نگهداری یادداشتها، هزینه، لغو نوبت و شیوهٔ تماس بین جلسات توضیح بخواهید. این جزئیات باید روشن باشند. [۳]
مثلا میتوانید بپرسید: «چه کسانی به اطلاعات جلسه دسترسی دارند و در چه شرایطی ممکن است اطلاعاتی با فرد دیگری در میان گذاشته شود؟»
اگر نگرانی مشخصی دارید، همان را مطرح کنید: «یکی از اعضای خانوادهام نوبت را گرفته و هزینه را میدهد. میخواهم بدانم دربارهٔ محتوای جلسه چه اطلاعاتی به او داده میشود.» پاسخ به این سؤال را از درمانگر بگیرید و بر اساس حدس جلو نروید.
لازم نیست انتظار داشته باشید همهٔ مسئله در یک جلسه حل شود. در عین حال، میتوانید دربارهٔ هدف کار و نحوهٔ بررسی پیشرفت سؤال کنید. [۴]
پیش از تمام شدن جلسه، یکی از این سؤالها را مطرح کنید:
ممکن است هنوز برای یک جمعبندی قطعی زود باشد. در این صورت میتوانید بپرسید: «برای روشنتر شدن موضوع، چه اطلاعاتی کم داریم؟» این سؤال کمک میکند بدانید ادامهٔ بررسی قرار است به چه چیزی پاسخ بدهد.
بعد از جلسه ممکن است احساس سبکی، خستگی، ناراحتی یا ترکیبی از اینها داشته باشید. بررسی تجربهای که برایتان دشوار بوده یا در آن احساس کردهاید شنیده نشدهاید، میتواند بخشی از گفتوگوی بعدی با درمانگر باشد. [۳] اگر هنوز توان مطرح کردنش را ندارید، همین دشواری هم نیاز به توجه دارد و مسئولیت باز شدن گفتوگو فقط بر عهدهٔ شما نیست.
اگر نوشتن به شما کمک میکند، میتوانید فقط برای خودتان یک نمونه یادداشت کنید: «وقتی به آن موضوع رسیدیم، احساس کردم خیلی سریع جلو رفتیم» یا «بخشی که برایم مهم بود ناتمام ماند.» لازم نیست از همین حالا متعهد شوید آن را به درمانگر نشان بدهید.
ناراحتی بهتنهایی ثابت نمیکند درمان مفید یا نامناسب بوده است. به آنچه باعث ناراحتی شده توجه کنید. اگر فشار بعد از جلسه شدید است یا احساس امنیت نمیکنید، برای دریافت کمک متناسب با وضعیتتان اقدام کنید و صرفا منتظر نوبت بعد نمانید.
اگر به یک جمله برای شروع نیاز دارید، این میتواند نمونهای باشد: «چیزی که باعث شد امروز بیایم این بود که…» کوتاه بودن جمله لزوما گفتنش را آسان نمیکند. کمک به پیدا شدن کلمهها و شکل گرفتن ادامهٔ گفتوگو، بخشی از کار درمانگر است.
اگر هنوز در مرحلهٔ انتخاب هستید، راهنمای انتخاب روانشناس مناسب را بخوانید. در روانجور هم میتوانید معرفی درمانگران و شرایط جلسات را بررسی کنید و برای انتخاب گزینهٔ متناسب با نیازتان قدم بردارید.
[۱] انجمن مشاوره و رواندرمانی بریتانیا — آنچه در جلسه اول میگذرد
[۲] شورای رواندرمانی بریتانیا — پرسشهای متداول درباره رواندرمانی
[۳] Mind — از جلسات رواندرمانی چه انتظاری داشته باشیم
[۴] مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا — هدف درمان و بررسی پیشرفت
ممکن است قبل از جلسه، بارها در ذهنتان تمرین کرده باشید که بگویید: «جلسهٔ قبل احساس کردم منظورم درست فهمیده نشد.» اما وقتی روبهروی درمانگر مینشینید، حرف دیگری میزنید، موضوع را عوض میکنید یا به نشانهٔ موافقت سر تکان میدهید. بعد از جلسه هم از خودتان میپرسید: «چرا باز نگفتم؟»
وقتی گفتنِ خودِ نگرانی سخت است، توصیهٔ «با درمانگرت مطرح کن» بهتنهایی کمک کافی نمیکند. باید به این دشواری هم جا داد: چه چیزی در لحظهٔ گفتن اتفاق میافتد و چه شرایطی میتواند حرف زدن را امکانپذیرتر کند؟
ممکن است بدانید حق دارید سؤال بپرسید، از حرفی ناراحت شوید یا با برداشت روانشناس موافق نباشید. حتی شاید برای دوستتان بهروشنی توضیح بدهید که چطور نگرانیاش را در جلسه مطرح کند. اما وقتی نوبت به خودتان میرسد، نتوانید.
برای مثال، پیش از جلسه جملهتان روشن است، اما در حضور درمانگر با خودتان فکر میکنید: «شاید دارم بیانصافی میکنم» یا «نکند فکر کند نمیخواهم همکاری کنم.» در این موقعیت، مشکل فقط پیدا کردن جملهٔ مناسب نیست. آنچه از پیامدِ گفتن انتظار دارید هم اهمیت پیدا میکند.
دشوار بودنِ مخالفت یا بیان دلخوری، شما را به «مراجع بد» تبدیل نمیکند. این دشواری میتواند خودش موضوعی برای فهمیدن و کار کردن در درمان باشد.
برای افراد مختلف، نگرانیهای متفاوتی مطرح است. شاید یکی از این فکرها برای شما آشنا باشد:
در یک پژوهش با مشارکت ۵۴۷ مراجع بزرگسال، برخی افراد گفته بودند واکنش واقعیشان به درمان یا درمانگر را برای حفظ ادب، نرنجاندن درمانگر یا به دلیل ناراحتکننده بودن موضوع پنهان کردهاند. این یافته نشان میدهد بیان نکردنِ نگرانی در رابطهٔ درمانی موضوع قابلبررسیای است. [۱]
البته هر حرف نگفتهای تصمیم آگاهانه برای پنهان کردن نیست. گاهی تازه بعد از جلسه متوجه میشوید از چه چیزی ناراحت شدهاید. گاهی هم در همان لحظه فقط فشار، گرفتگی گلو یا خالی شدن ذهن را تجربه میکنید و هنوز کلمهای برای توضیحش ندارید.
برای فهمیدن این سختی، به آنچه میان شما و درمانگر رخ داده هم باید توجه کرد. مثلا اگر زمانی تلاش کردهاید توضیح بدهید و احساس کردهاید حرفتان نیمهکاره مانده، ممکن است بار بعد با تردید بیشتری شروع کنید. یا شاید هنوز نمیدانید درمانگر هنگام مخالفت شما چه واکنشی نشان میدهد.
از نگفتنِ یک موضوع، بهتنهایی نمیشود نتیجه گرفت که مشکل از شماست یا درمانگر. تجربههای پیشین شما، اهمیت این رابطه و رفتار واقعی درمانگر میتوانند در کنار هم بررسی شوند. پرسش مفید این است که در این رابطه، چه چیزی گفتن را سختتر یا آسانتر میکند.
اگر مایل باشید، قدم اول میتواند فقط روشنتر شدن موضوع برای خودتان باشد. مثلا بعد از جلسه، در جایی خصوصی چند کلمه بنویسید:
«وقتی بحث عوض شد، چیزی در من ماند.»
یا:
«گفتم موافقم، ولی هنوز مطمئن نیستم.»
لازم نیست این یادداشت را به کسی نشان بدهید یا از آن یک متن کامل برای جلسه بسازید. میتوانید فقط ببینید چه چیزی نگفته ماند و اگر گفته میشد، نگران چه اتفاقی بودید. اگر هنوز پاسخی ندارید، همین نامشخص بودن هم بخشی از تجربهٔ شماست.
این مکث قرار نیست جای رسیدگی به نگرانی را برای همیشه بگیرد. هدفش این است که شروع کار، با کاری متناسب باشد که اکنون از عهدهاش برمیآیید.
برای بعضی افراد، خواندن از روی یادداشت یا نوشتن پیش از جلسه از گفتوگوی ناگهانی آسانتر است. راهنمای انجمن مشاوره و رواندرمانی بریتانیا هم این امکانها را برای مطرح کردن نگرانی پیشنهاد میکند. [۲] اما نوشتن و نشان دادنِ نوشته هم ممکن است برای شما دشوار باشد.
اگر روزی آمادگی داشتید، شروع گفتوگو میتواند فقط دربارهٔ همین دشواری باشد:
«چیزی هست که گفتنش اینجا برایم سخت است.»
لازم نیست بلافاصله بعد از این جمله، اصل موضوع را توضیح بدهید. اگر همین جمله هم فعلا گفتنی نیست، آن را معیار موفقیت یا شکست خودتان نکنید.
یک امکان دیگر، نشان دادن بخشی از همین مقاله یا یادداشتی کوتاه در جلسه است. اگر ترجیح میدهید پیش از جلسه پیامی بدهید، از راه ارتباطیای استفاده کنید که با درمانگر برای این کار توافق کردهاید. پیام میتواند فقط درخواستِ زمان برای گفتوگو باشد و نیازی نیست جزئیات شخصی را در آن بنویسید.
اینها چند انتخاباند. قرار نیست برای شروع صحبت، حتما یکی از آنها را انجام بدهید.
تمام مسئولیتِ مطرح شدن نگرانی بر عهدهٔ مراجع نیست. در چارچوب اخلاقی BACP، گرفتن بازخورد دربارهٔ همکاری، جدی گرفتن نگرانی مراجع و تلاش برای رسیدگی به آن از مسئولیتهای درمانگر شمرده میشود. [۳]
این مسئولیت میتواند در عمل با سؤالهایی مشخص همراه باشد. مثلا درمانگر بپرسد: «از چیزهایی که امروز گفتم، کدام بخش با تجربهٔ شما جور نبود؟» یا وقتی مراجع برای جواب دادن مکث میکند، فرصت بیشتری بدهد و اصرار نکند که همان لحظه توضیح کاملی ارائه شود.
فقط دعوت به صحبت کافی نیست. مهم است وقتی تردید یا مخالفتی مطرح میشود، برای فهمیدن آن وقت گذاشته شود. درمانگر میتواند برداشت متفاوتی داشته باشد و در عین حال، تجربهٔ شما را جدی بگیرد.
از سوی دیگر، درمانگر نمیتواند از هر سکوت یا موافقتی بفهمد دقیقا چه چیزی نگفته مانده است. مسئولیت حرفهای او این است که امکان بررسی را فراهم کند و واکنش خودش به بازخورد را هم بررسی کند.
اگر توانستید ناراحتیتان را مطرح کنید، به واکنش درمانگر توجه کنید: آیا فرصت میدهد توضیح بدهید چه چیزی آزارتان داده و تلاش میکند منظورتان را بفهمد؟ یا به دلیل واکنش او، احساس میکنید باید حرفتان را پس بگیرید و آرامش کنید؟ برای فهمیدن این وضعیت، هم احساس شما مهم است و هم اینکه درمانگر دقیقا چه گفته یا چه کرده است. [۳]
اگر دربارهٔ رفتار درمانگرتان سردرگم شدهاید و نمیتوانید موضوع را با خودش مطرح کنید، یکی از راهها مشورت با روانشناس دیگری است که در این ماجرا دخیل نیست. میتوانید توضیح بدهید چه اتفاقی افتاده و چه چیزی شما را نگران کرده است. هدف این مشورت، بررسی تجربهٔ شما و کمک به تصمیمگیری دربارهٔ ادامهٔ درمان، تغییر درمانگر یا پیگیری موضوع است. منظور این نیست که درمانگر دوم واسطه شود یا از طرف شما با درمانگر اول صحبت کند. گرفتن چنین مشورتی هم شما را موظف نمیکند بعدا با درمانگر اول روبهرو شوید.
شکایت مسیر دیگری است: یعنی گزارش یک رفتار مشخص برای اینکه مسئول مرکز یا مرجع رسیدگی به تخلفات آن را بررسی کند. مثلا توهین، تهدید یا درخواست رابطهٔ عاشقانه یا جنسی از سوی درمانگر، موضوعی جدیتر از اختلاف نظر دربارهٔ روند جلسه است. [۳] برای شروع میتوانید دربارهٔ روش ثبت و رسیدگی به شکایت راهنمایی بگیرید. در ایران، سازمان نظام روانشناسی و مشاوره برای دریافت شکایت از روانشناسان و مشاوران مسیر مشخصی معرفی کرده است. [۵] کمک گرفتن در چنین وضعیتی، وابسته به این نیست که اول توان اعتراض به خود درمانگر را پیدا کرده باشید. [۴]
شاید مسئلهٔ امروز شما هنوز این نباشد که «چطور دلخوریام را دقیق توضیح بدهم». شاید فعلا این باشد که «وقتی دلخور میشوم، چه اتفاقی میافتد که دیگر نمیتوانم چیزی بگویم؟»
میشود از همین نقطه شروع کرد. لازم نیست تواناییِ بیان همهٔ نگرانیها را پیشاپیش به اتاق درمان بیاورید. فراهم شدنِ امکان گفتن هم میتواند بخشی از کاری باشد که شما و درمانگر با هم انجام میدهید.
[۱] بلانچارد و فاربر، ۲۰۱۶ — آنچه مراجعان دربارهٔ درمان و رابطه با درمانگر بیان نمیکنند
[۲] انجمن مشاوره و رواندرمانی بریتانیا — دشواریهای درمان و راههای مطرح کردن نگرانی
[۳] چارچوب اخلاقی BACP — بازخورد، مسئولیت حرفهای و رسیدگی به نگرانی مراجع
[۴] شورای رواندرمانی بریتانیا — پرسشهای متداول و نگرانی دربارهٔ عملکرد درمانگر
[۵] سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران — شکایات و پیشنهادات
چند جلسه است به روانشناس مراجعه میکنید. بعضی روزها بعد از جلسه سبکتر میشوید و بعضی روزها با فکرهای بیشتری بیرون میآیید. شاید چیزهایی درباره خودتان فهمیده باشید، اما هنوز این سوال باقی مانده باشد: «این جلسات چه چیزی را در زندگی من تغییر دادهاند؟»
برای بررسی نتیجه رواندرمانی، میتوان به مشکلی برگشت که شما را به درمان رسانده و دید حالا چه وضعی دارد. کاهش ناراحتی، بهتر شدن زندگی روزمره و کیفیت زندگی از هدفهای اصلی رواندرمانیاند. [۱] در این مقاله چند راه برای دیدن تغییرات و بررسی ادامه مسیر معرفی میکنیم.
«میخواهم حالم بهتر شود» خواسته مهمی است، اما برای دیدن پیشرفت کمک میکند کمی مشخصتر شود: بهتر شدن حال شما در کدام بخش زندگی دیده خواهد شد؟
مثالهای زیر فرضیاند و نشان میدهند چطور میتوان یک خواسته کلی را به موقعیتی قابل بررسی نزدیک کرد:
قرار نیست از قبل هدفی دقیق و آماده داشته باشید. کمک به روشن شدن مسئله و هدف درمان بخشی از کار درمانگر است. لازم است درباره این هم گفتوگو شود که پیشرفت چگونه بررسی خواهد شد. [۱]
اگر یادداشت کردن برایتان مفید است، یک موقعیت تکراری را انتخاب کنید و فقط سه چیز را بنویسید: چه اتفاقی افتاد، قبلا در چنین موقعیتی چه میشد و این بار چه شد. یک نمونه واقعی از زندگی خودتان، از جمله کلی «فکر کنم کمی بهترم» اطلاعات بیشتری میدهد.
جدول زیر دو مثال فرضی از این روش است. جملهها و زمانهای آن معیار ثابت برای پیشرفت همه افراد نیستند.
| موقعیت | قبلا چه میشد؟ | این بار چه شد؟ |
|---|---|---|
| نگرانی از اشتباه در کار | یک کار ساده را چند روز عقب میانداختم. | هنوز نگران بودم، اما کار را همان روز انجام دادم. |
| ناراحتی بعد از یک بحث | تا آخر شب درگیر مرور بحث میماندم. | بعد از مدتی توانستم به برنامه روزم برگردم. |
ممکن است پاسخ واقعی شما این باشد که «هنوز تفاوتی نمیبینم» یا «این بار سختتر بود». همان را ثبت کنید. هدف این روش داشتن نمونههایی روشن برای بررسی در جلسه است.
یک اتفاق خوب یا بد برای قضاوت درباره کل درمان کافی نیست. به تکرار تغییر در موقعیتهای مشابه توجه کنید و شرایط آن موقعیتها را هم ببینید. مثلا هفتهای که فشار کاری دو برابر شده، با یک هفته آرام یکسان نیست. اگر همزمان دارو، شرایط زندگی یا حمایت اطرافیان تغییر کرده، آن را هم در نظر بگیرید. از این مقایسه بهتنهایی نمیتوان سهم دقیق هر عامل را مشخص کرد.
لازم نیست هر روز حالتان را اندازه بگیرید. میتوانید از این یادداشت کوتاه در زمان مرور مسیر درمان استفاده کنید. اگر نوشتن برایتان فشار میسازد، درمانگر میتواند با مرور یک اتفاق مشخص در جلسه به این بررسی کمک کند.
نشانه پیشرفت باید به هدف شما ربط داشته باشد. برای انتخاب چیزی که میخواهید بررسی کنید، این چند پرسش میتوانند راهنما باشند:
اینها پیشنهادهایی برای بررسیاند و قرار نیست همه آنها همزمان اتفاق بیفتند. بهتر شناختن خودتان هم میتواند تغییر مهمی باشد. در مرور جلسات، میشود ارتباط این شناخت با مشکلی را که برایش آمدهاید بررسی کرد.
گاهی با توجه به وضعیت فرد، حفظ توان انجام کارهای روزمره یا جلوگیری از از دست رفتن آن، هدف مهم درمان است. چنین هدفی هم باید روشن باشد و در طول مسیر بررسی شود. [۱، ۲]
شنیده شدن و کمی آرام گرفتن میتواند ارزشمند باشد. در عین حال، احساس شما بلافاصله بعد از جلسه تنها بخشی از تصویر است. ممکن است بعد از یک جلسه احساس آرامش، خستگی، ناراحتی یا حتی سردرگمی داشته باشید. [۳]
برای مثال، فردی ممکن است در جلسه درباره تصمیمی حرف بزند و آرامتر شود، اما بیرون از جلسه همان تصمیم همچنان ماهها معطل بماند. در این مثال فرضی، آرامش تجربه مهمی است و معطل ماندن تصمیم هم موضوعی است که باید در درمان بررسی شود.
از طرف دیگر، دشوار بودن یک جلسه بهتنهایی ثابت نمیکند درمان بیفایده بوده یا حتما در حال اثر کردن است. لازم است بررسی شود چه چیزی دشوار شده، فشار آن برای شما چقدر قابل تحمل بوده و چه کمکی دریافت کردهاید. سرعت و شیوه کار باید با وضعیت شما تناسب داشته باشد. [۵]
اگر حالتان بهطور محسوسی بدتر شده یا خواب، کار و زندگی روزمرهتان بیشتر به هم ریخته، این تغییر نیاز به بررسی دارد. جمله «درمان زمان میبرد» بهتنهایی توضیح کافی برای آن نیست. بهتر است موضوع زودتر با درمانگر یا یک روانشناس دیگر بررسی شود. [۳، ۵]
برای همه افراد و همه مشکلات، یک تعداد جلسه ثابت وجود ندارد. موضوع مراجعه، مدت و پیچیدگی مشکل، هدف درمان و اتفاقهای زندگی بیرون از جلسات در طول مسیر اثر دارند. بعضی افراد زودتر تغییرهایی میبینند و برخی به زمان بیشتری نیاز دارند. [۲]
با وجود این تفاوتها، میتوان از ابتدای کار یا در ادامه مسیر، زمانی برای مرور نتیجه در نظر گرفت. در آن مرور باید روشن شود روی چه چیزی کار کردهاید، چه تغییری دیده شده و برای ادامه چه برنامهای وجود دارد. [۱، ۴]
لازم نیست برای بررسی مفید بودن جلسات، تا حل کامل همه مشکلات صبر کنید. همین که بدانید الان کدام بخش مسئله در حال بررسی است و پیشرفت آن چگونه دنبال میشود، به ارزیابی مسیر کمک میکند.
ندیدن تغییر، اطلاعات مهمی برای بررسی برنامه درمان است. ممکن است لازم باشد هدفها روشنتر شوند، روش یا سرعت کار تغییر کند، یا گزینه درمانی دیگری بررسی شود. انتخاب ادامه مسیر به وضعیت شما و بررسی حرفهای نیاز دارد. [۱]
برای این بررسی، یک نمونه مشخص کمککننده است. مثلا در یک نمونه فرضی: «برای عقب انداختن تصمیمها آمدهام. درباره ترسم بیشتر فهمیدهام، اما هنوز همان کارها را عقب میاندازم. میخواهم بدانم قدم بعدی درمان برای این مسئله چیست.»
اگر استفاده از چنین جملهای برایتان ممکن باشد، میتواند شروع گفتوگو باشد. اما شروع کردن این بحث فقط مسئولیت شما نیست. درمانگر هم باید در طول کار، پیشرفت و تجربه شما از جلسات را بررسی کند و برای شنیدن نگرانیتان فرصت فراهم کند. این مسئولیت در چارچوب اخلاقی BACP هم تصریح شده است. [۴]
پاسخ روشن به نگرانی شما باید به همان مسئله برگردد: چه چیزی تغییر کرده، چه چیزی هنوز تغییر نکرده و ادامه کار چگونه به آن مربوط میشود؟ هزینه، وقت و امکان ادامه دادن جلسات هم بخشی از شرایط واقعی شماست و باید در برنامه درمان لحاظ شود.
ممکن است از ناراحت شدن درمانگر بترسید یا وقتی وارد جلسه میشوید، حرفی که آماده کردهاید از یادتان برود. حتی نشان دادن یک یادداشت هم برای همه آسان نیست. راههای مطرح کردن نگرانی باید با توان و آمادگی شما جور باشند.
در مقاله چرا نمیتوانم بعضی حرفها را به روانشناسم بگویم؟ درباره همین دشواری و سهم درمانگر در باز کردن فضای گفتوگو نوشتهایم.
یک نقطه شروع برای مرور نتیجه، وضعیت همان مشکلی است که شما را به درمان رسانده است. بررسی آن میتواند بخشی از خود جلسات باشد، همراه با توجه به تجربه شما، تغییرات زندگی و کاری که درمانگر برای ادامه مسیر پیشنهاد میکند.
[۱] موسسه ملی سلامت روان آمریکا، NIMH — هدفها، روشها و بررسی پیشرفت رواندرمانی
[۲] انجمن روانشناسی آمریکا، APA — ارزیابی اثر رواندرمانی و مدت درمان
[۳] Mind — انتظارهای واقعبینانه و احساسات پس از جلسه درمان
[۴] چارچوب اخلاقی BACP — مرور پیشرفت و توجه به تجربه مراجع، بندهای ۳۲ و ۵۴